مير لوحى

44

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )

مىنمودند مدام در مقام جفاكارى و روز و شب در پى دل آزارى بودند و طريق متابعت ابليس پرتلبيس كه عدوّى مبين است مىپيمودند ، مؤيّد اين كلام است حكايات انبياء عظام عليهم السّلام و اوصياى كرام عليهم السّلام كه از ارباب غوايت و اصحاب جهالت در اين عرصهء پر دد و دام ، محن و آلام تمام ديدند و از ديوصفتان آدمى نام ، مشقّت بىنهايت و آزار بىحدّ و غايت كشيدند . نشنيده‌اى كه خواجهء هر دو سرا ، كه بهترين انبياء بوده ، از مشركان پركين چه ستمها ديد و [ به ] سيّد اوصياء يعنى علىّ مرتضى از خوارج لعين چه محنتها رسيد ؟ و هر چند كه از هرزه‌گوييهاى سفهاى تيره روزگار و بىادبىهاى ملاحدهء شقاوت شعار ، به هيچ وجه غبار عار بر دامن قدر آن سيّد پرهيزكار كه به چند وجه منسوب است به ائمّهء اطهار عليهم السّلام ننشسته و نخواهد نشست . امّا بنابر آنكه اظهار حقّ و ازهاق باطل بر هر كس از مؤمنان به قدر وسع و توان واجب و لازم است و فرض و متحتّم ، اين ضعيف در گفتن كلمة الحق خود را معاف و معذور نداشت ، و متوجّه نوشتن اين رساله گشت ، بيت : من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال للّه الحمد كه مرا نه هواى قضاى رشت است ، و نه به ارباب مروّت دنيا بازگشت ، و نه به احتساب اصفهان رغبتى ، و نه به صدور بىمروّت حرام خوار بازگشت ، و نه به شيخ الاسلامى اصفهان رغبتى و نه به قطّاع طريق خراسان الفتى ، مدّة الحيوة در زاويهء